close
تبلیغات در اینترنت
زندگی

جستجوگر پیشرفته






موضوع : شعر , پند ها و حکمت ها ,

زندگی چیست ؟

 

زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و در آخر زندگی زندگی است

 

جلسه محاکمه برپا شده و قاضی این دادگاه عقل بود ؛ و عشق محکوم بود به تبعید به دور ترین نقطه ی مغز یعنی فراموشی ...
قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه ی اعضا با او مخالف بودند . قلب شروع کرد به طرفداری از عشق : ای چشم ، مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدنش را داشتی؟ ؛ ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی؟ ؛ و شما پاها که همیشه منتظر رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با عشق مخالفید؟
همه ی اعضا روی برگرداندن و به نشان اعتراض جلسه را ترک کردند . تنها عقل و قلب در جلسه 

ماندند.
عقل رو به قلب گفت : دیدی؟ همه ی اعضا از عشق بیزارند ولی من متحیرم با وجود اینکه عشق بیشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت می کنی؟
قلب نالید و گفت : من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود .من در آن صورت تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار لحظه ی قبلش را تکرار می کند ...
اما دیگر برای گفتن این حرف ها دیر شده بود . حکم صادر شده و قابل اصلاح نبود


در سکوت دادگاه ســرنــوشـــت


عقل بر ما حکم سنگینی نوشت 

حکمی که با هیچ دیه و یا غرامتی قابل جبران نبود



امتیاز :

برچسب ها : زندگی کردن , چگونه زنگی کنیم , مقابله با سرنوشت , سرنوشت انسان , عقل یا قلب , حکم دادگاه , عشق و دوست داشتن , فراموش کردن همه چیز , دادگاه عقل , طراوت و زیبایی ,
زندگی نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر 1392 ساعت 17:20

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی





مطالب تصادفی
لینک دوستان
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به moalleman می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .